صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشههای آن
جان لیمبرت از کارمندان گروگانگیری شدهٌ سفارت امریکا در تهران، اخیرا(پنج روز پیش) مطلب سِّریِ بسیار مهمی را فاش گفت که ارتباط مستقیمی دارد با بحران تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، که در واقع یکی از ریشههای اصلی آن است! «او [بیل کیسی] ایرانیها را متقاعد کرده بود… او به ایرانیها رشوه داده بود تا ما را سه ماه بیشتر نگه دارند، تا انتخاب شدن ریگان در [نوامبر] ۱۹۸۰ را تضمین کند. منظورم این است که توافق انجام شده بود، توافق در سپتامبر-اکتبر ۱۹۸۰ انجام شده بود [«اکتبر سورپرایز»]»…
…ابراهیم یزدی: سه نفر کارتر را ناچار کردند به پهلوی اجازه ورزو به امریکا را بدهد، با علم به اینکه میدانستند آمدن پهلوی به امریکا باعث گروگانگیری میشود!…
این خود زمینهساز و هستهٌ اولیهٌ بهانهای شد برای آمادهسازی افکار عمومی ایران برای توجیه حمله به سفارت امریکا در تهران، که بهگروگان گرفتن اعضای آن منتهی شد. ایرانیان دخالتهای قدرتها در امور داخلی خود را تجربه کرده بودند و از تگرار کودتا از نوع ۲۸مرداد۱۳۳۲ توسط امریکا و انگلیس، بسیار مضطرب و نگران بودند.
با اینکه تا فقط مدت کوتاهی قبل از انقلاب، پهلوی برای قدرتهای غربی، بهعنوان مهرهٌ دستنشانده و وابسته به غرب، مهمترین حاکم در کشورهای منطقه بود و برایشان یکی از محبوبترین آنها بهشمار میرفت! افکار عمومی دنیا(از جمله مردم امریکا) در سال ۱۳۵۷، آنچنان طرفدار و حامی انقلاب ایران و ایرانیان بود که هیچ کشوری حاضر نمیشد که به خانوادهٌ پهلوی اجازه ورود به خاک خود را بدهد. با این یادآوری که در «جنبش سبز» در ۱۳۸۸ و در جنبش «زن، زندگی آزادی» در ۱۴۰۱ هم مردم جهان شاهد توانایی مردم ایران را برای درآمیختن با افکار عمومی دنیا از خود بروز دادند. این جو باید میشکست! چهرهُ ایران انقلابی و چهرهُ ایرانیان منقلب شده که با خودانگیختگی و استقلال، رژیم شاهنشاهی پشتیبانی شده توسط غرب را، بدون کمک قوای نظامی خارجی، و یا میلیشیا و جنگ داخلی، برانداخته بودند، باید به یک چهرهُ تیره و تار و پلید مبدل میشد. در این رابطه، پروژهٌ قدرتها مبنی بر «گروگانگیری» و تاخیر در آزاد کردن آنها، بسیار موفق بود. ابعاد کیفی و کمی این موفقیت، در عرض حدود نیم قرنی که از آن میگذرد، بیشتر هم شده است!
رابرت مالی، رئیس تیم مذاکرهکننده حکومت بایدن گفت: «امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست.» او هم با این اعتراف صریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصمها و تقابلها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیه ایران و ایرانیانِ بعد از انقلاب، بهطور واضح و روشن اعلام کردهاند…
… به علت ایستادگی پیروزمندانهٌ ایرانیان در مقابل تجاوزهای دو «ابرقدرت هستهای»، افکار عمومی دنیا در رابطه با ایرانیان، مثبتتر شده است. ما مردم با دفاع پیروزمندانه از خود، در جنگ احساسی-روانی قدرتها علیه ملتها، اسلحه را در دست متجاوزان، بیاثر کردهایم. دیوید بارنیا، بعد از شکست در تلاشهای پنجسالهٌ خود برای تکهپارهکردن ایران دیگر رئیس موساد نیست، و برخی دیگر ژنرالهای جنگ روانی در رژیم اسرائیل به علت شکست در مقابل ایرانیان حذف شدهاند. همین امروز هم در خبرها دیدیم که رئیس جدید موساد دو مقام ارشد این سازمان جاسوسی را بهدلیل شکست طرح تجزیه و تکهپاره کردن ایران برکنار کرده است. یکی از مقامهای برکنارشده ریاست اداره اطلاعات موساد را بر عهده داشت و دیگری رئیس بخش ایران این سازمان بود.
کمکم برای باری دیگر پشتیبانی و حمایتهای افکار عمومی دنیا، به کمک ایران و ایرانیان میآید. در صورتیکه ما با استقامت و ایستادگی، بیشتر به فرهنگِ ایرانیِ استقلال و آزادگی و حقوقمداری و خشونتزدایی و مردمسالاری وفادار بمانیم، افکار عمومی دنیا مانند سال ۱۴۰۱، و ۱۳۸۸ به پشتیبانی ما خواهند آمد. اگر بیشتر تلاش کنیم و حمایت افکار عمومی از ایران و ایرانیان را به حالتی که در دوران انقلاب ایران شاهد بودیم، برسانیم، پیروزی ما برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری نزدیکتر خواهد بود!
صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشههای آن بیشتر بخوانید »









