نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟

در این برهه حساس تاریخی، جهان و منطقه ما با تلاطم‌ها و تحولات بسیار مهمی روبرو است. از یک سو در آستانه چندین انتخابات تأثیرگذار در رژیم اسرائیل و امریکا و برخی کشورهای اروپایی قرار داریم و از سوی دیگر، شاهد ادبیات تهدیدآمیز «مادر همه بمب‌ها» از سوی «مادر همه ابرقدرت‌ها» پس از «مادر همه انتخابات‌ها» هستیم!! مخاطب اصلی من در این سخن، «مادر همه نسل‌ها» یعنی همان «نسل زد» (Generation Z) و جوانانی هستند که آینده خود را در خطر می‌بینند، و همچنین هموطنان عزیزم در داخل و خازج ایران که در میان هیاهوی رسانه‌ای و سانسور، به دنبال نگاهی مستقل می‌گردند.
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است.
جوانان امروز به دلیل دغدغه و اضطراب از آینده بدتر، در نظام سرمایه‌سالاری جهانی دست به اعتراض می‌زنند، اما باید متوجه باشند که خشونت‌ورزی نتیجه معکوس داده است. هنگامی که اعتراضات جوانان در ایران یا در کشورهای اروپایی (مانند فرانسه در یکی دو روز گذشته) به خشونت کشیده می‌شود، طبقات مسن‌تر و دارنده حق رأی، از بی‌ثباتی و تشنج‌های حاصل، می‌ترسند و این ترس در نهایت به تقویت راست افراطی در انتخابات‌ها و انحراف مطالبات اصیل می‌انجامد.
در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را بیشتر به بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پرپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
بررسی ساختار قدرت، نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:
ایدئولوژی قوم برگزیده: سیاست در تعریف قدرتمندان، رسیدن به قدرت و ماندن در آن به هر وسیله‌ای است که عملاً هر گناهی را مبدل به امری واجب می‌گرداند. ایدئولوژی آخرالزمانی «قوم برگزیده» و ادعای «سرزمین موعود» که «اسرائیل بزرگ» است که گستره‌ای «از نیل تا فرات» را شامل می‌شود، منطق حکمرانی حقوق‌مدارانه را نفی کرده و بر اساس خرافات و روایت‌های جعلی بنا شده است.
نقش مسیحیان صهیونیست و مسیحیان ناسیونالیست در آمریکا: در امریکا نیز جریان‌های مسیحی‌های صهیونیست و مسیحی‌های ملی‌گرا با باورهای آخرالزمانی، با شمار طرفداران میلیونی، نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت آرا و نتایج انتخابات ایفا می‌کنند.
https://www.youtube.com/watch?v=0cneAh_f3e0
https://www.youtube.com/watch?v=NEUuotOXHZU
https://www.youtube.com/watch?v=2bF3HM34s30
–
در داخل ایران نیز شاهد رفتارهای تنگ‌نظرانه و افراطی با بهانه قرار دادن «دین» هستیم. از جملهٌ آن‌ها و در این شرایط جنگی که بیش از پیش همبستگی ملی و سرمایه‌های اجتماعی یک ضرورت حیاتی است، راه‌اندازی کارگروه‌های حجاب در دانشگاه تهران در شرایطی که به علت مقاومت خشونت‌زدایانهٌ زنان و مردان ایران، قوانین حجاب اجباری ناکارآمدی خود را نشان داده‌اند. این‌گونه اقدامات، که دین و ایمان را وابسته به چند تار مو می‌دانن، مانند همان افکار «دینی» افراطیون مسیحی و یهودی است! تجربه تاریخی زندان اوین، به‌خصوص در دهه ۱۳۶۰ نیز نشان می‌دهد که چگونه افراد مغزشوی‌شده، اعمال خشونت را توجیه «دینی» می‌کردند. با یادآوری آن نحوهٌ تفکر و توجیهات «دینی»، درک چرایی تجاوزهای فاجعه‌آمیز رژیم اسرائیل، برای ما ایرانیان آسان‌تر می‌شود. این درک برای ما، کار را برای پیش‌گیری از بازتولید اشتباهات نیم قرن پیش آسان خواهد کود.
جریان‌های وابسته‌ای که در خارج از کشور (مانند لس‌آنجلس) خواستار بمباران ایران توسط «عمو ترامپ« یا «دایی نتانیاهو» هستند، به هیچ وجه نمایندگی ملت ایران را ندارند! همان‌طور که همجنس آن‌ها، یعنی افراطیون داخلیِ متوسل به سرکوب و خشونت، نماینده جامعه ایرانی نیستند.
نسل جدید (نسل زد) که با ابزارهای دیجیتال، شبکه‌بندی‌های اجتماعی و هوش مصنوعی رشد کرده است، بهتر از سایرین می‌تواند از این امکانات در جهت حقوق‌مداری، مردم‌سالاری و خشونت‌زدایی بهره گیرد. باید همه به کمک همدیگر ترویج خشونت و وابستگی به بیگانگان را نفی و محکوم کنیم!
اگر ما بر اساس حقوق‌مداری، به‌ویژه احقاقِ حقِ استقلال، و نیز رواداری، کثرت‌گرایی و خشونت‌زدایی متحد شویم، فرقی نمی‌کند چه کسی در آمریکا یا اسرائیل روی کار آید. ما با رفتارهای روزمرهٌ حقوق‌مدارانه و فعالیت‌های خشونت‌زدایانه، تغییر و تعدیل را به حاکمیت تحمیل خواهیم کرد. سرنوشت ما نه در واشنگتن و تل‌آویو، بلکه به دست خود ما رقم می‌خورد! هر کدام از همه ما به سهم خود و به نوبه خود!
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است…
…در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را با بهانه‌های مختلف، بیشتر در بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پروپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان، گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، با یکدیگر در مسابقه و رقابت هستند! و وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم اسرائیل و ۳ نوامبر امریکا، بررسی ساختار قدرت را آسان‌تر کرده است، و نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:…..

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- پنجمین سال فقدان بنی‌صدر؛ جای خالیِ حقوق‌مداری، به‌ویژه استقلال و آزادی!

…بنی‌صدر پس از خروج از ایران، به پیمان خود برای افشای روابط ارگانیک میان قدرت‌های داخلی و خارجی (افشای روابط خمینی‌یسم و ریگانیسم) عمل کرد و یکی از پرمحتواترین و دقیق‌ترین مجموعه‌های تحلیلیِ مستند را در اختیار افکار عمومی گذاشت، و برای قضاوت تاریخ، ثبت کرد. از جمله به این دلیل، او هدف گسترده‌ترین سانسور، خودسانسوری و ترور شخصیت در تاریخ معاصر ایران قرار گرفت. هجمه‌ای که هم از سوی رژیم حاکم بر ایران، و هم از سوی جریان‌های مدعی چپ (مانند حزب توده و چریک‌های فدایی)، و هم جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی (نظیر فرقهُ ولایتِ پهلوی، و فرقهُ ولایتِ رجوی، و فرقهُ ولایتِ «اتنیکی» به شکل احزاب فدرالیست تجزیه‌طلب) پی گرفته شد.
بر اساس اسناد منتشرشده (از جمله اسناد ویکی‌لیکس)، پیش از بحران گروگان‌گیری، مأموران امنیتی و دیپلمات‌های آمریکایی در دیدار با نمایندگان حکومت موقت، از افکار بنی‌صدر ابراز نگرانی کرده و اندیشه او را خطری برای اهداف خود می‌دانستند. در آن تماس‌ها با امریکایی‌ها، از سوی طرف ایرانی به آنان اطمینان داده شده بود که او سمتی در حکومت موقت مهندس مهدی بازرگان نخواهد داشت. با این حال، پیروزی او با ۷۶درصد آرای مردم در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، دومین غافل‌گیری بزرگ قدرت‌های داخلی و خارجی پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بود. علت اصلی این حجم از دشمنی تمام قدرت‌ها با بنی‌صدر یک چیز بود: او به قدرت‌ها پشت کرد و رو به سوی ملت داشت.
از دیدگاه بنی‌صدر، استقلال و آزادی دو روی یک سکه هستند. سکه‌ای که به اسم خودانگیختگی ضرب شد، و جوهرهُ آن حقوق‌مداری است. خودانگیختگی یعنی یک فرد، یک جمع و گروه، و یا یک ملت، آزادانه و به‌صورت خودجوش و بر پایه اراده مستقل خویش تصمیم بگیرد، نه آنکه توسط قدرت‌های خارجی یا داخلی به مسیرهای دلخواه آنان رانده شود. بدین ترتیب، اندیشه راهنمای بنی‌صدر تداوم «موازنه منفی» (مصدق) و «موازنه عدمی» (مدرس) بود که در یک اصل خلاصه می‌شد: 
نفی سلطه‌سالاری، یعنی «نه سلطه‌گر باش و نه سلطه‌پذیر»…
…امروز که حیات ملی ما در خطری جدی قرار دارد و ملت ما میان سرکوب داخلی و تجاوزهای خارجی له می‌شود، تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست فاجعه‌بار، نفی سلطه‌سالاری و پیشه کردن حقوق‌مداری است، چه در زندگی روزمرهٌ شخصی و فردی، و چه در زیستِ جمعی و ملی. ما باید احقاقِ حقِ استقلال و احقاقِ حقِ آزادی را محور فعالیت‌های فردی و همکاری‌های جمعی و ملی خود قرار دهیم و بر اساس حقوق با یکدیگر همکاری کنیم، راه حل دیگری به نظر شما می‌رسد؟

صدارت- پنجمین سال فقدان بنی‌صدر؛ جای خالیِ حقوق‌مداری، به‌ویژه استقلال و آزادی! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد

…خشونت به هیچ وجه به تفنگ و توپ و تانک منحصر نمی‌شود، و مهم اینکه استفاده از این خشونت‌های فیزیکی بدون فراهم کردن پیش‌زمینه خشونت‌های رفتاری و نوشتاری و گفتاری، غیرِممکن است. پیش از هر گونه از جنگ‌های فیزیکی، قدرت‌ها باید انواع جنگ‌های روانی را به‌راه بیاندازند و در آن‌ها پیروز شوند. پیش‌زمینه جنگ فیزیکی و تجاوزهای بی‌سایقه‌ای که از ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شده است، آن جنگ‌های روانی بود که از چند سال قبل شروع شده، و بعد از جنبش خودجوش در سال ۱۴۰۱ اوج گرفته است. همانطور که در جلسات پیش گفتیم، پیش‌زمینه‌سازی و مقدمه‌چینی طرفداری از رژیم اسرائیل، و به‌خصوص از «عمو نتانیاهو» و شرکا، که به همراه آن طرفداری از «عمو ترامپ» و شرکا، و نیز طرفداری از فرقه ولایت پهلوی را ناظر بود،  که اینها همه بود که به تجاوزات تروریستیِ خرداد و اسفند ۱۴۰۴، و افزایش تحریم‌ها و تجاوزات تروریستیِ اقتصادی علیه ایرانیان منجر شد، از شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و «رضا شاه روحت شاد» آغاز گردید!
دیدیم که در جنبش خودجوش اعتراض به قتل مهسا امینی در سال ۱۴۰۱، مفهوم «استقلال»، به عنوانِ کلیدِ اصلیِ گشایشِ بن‌بستِ سیاسیِ امروز، مغفول ماند. اگر شعار و پیام آن جنبش، به‌جای «زن، زندگی، آزادی» در خود احقاقِ حقِ استقلال را هم منظور داشت و «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، فرقه ولایت پهلوی بالا کشیده نمی‌شد که حالا این وطن‌فروشان بر مردم منت هم داشته باشند که با افتخار بگوید سفر وی به اسرائیل بود که زمینه را برای تجاوز به ایران فراهم نمود!
ولی طرفداری از فرقه ولایت پهلوی، نه تنها نزد ایرانیان زشت و نکوهیده و منفور است، بلکه حتی متجاوزان به ایران هم به این طرفداران، به دیدهٌ تحقیر و پستی و توهین می‌نگرند! ترامپ قبلا صریحا گفته بود که کسانی که از من می‌خواهند کشورشان را بمباران کنم «احمق» هستند! لوس‌آنجلسی‌هایی که «از محنت دیگران، بی‌غم» هستند صریحا از ترامپ خواسته بودند که کشورشان را بمباران کند! و به این دلیل، همین ترامپ آن‌ها را«احمق» خواند!
ترامپ امروز در یک تجمع انتخاباتی در ایالت نبراسکا، در حالی‌که از هزینه‌های اقتصادی جنگ آمریکا با ایران دفاع می‌کرد، گفت افزایش قیمت‌ها بهای اندکی برای حفظ امنیت آمریکا و جهان است. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت ایران می‌تواند «یک شهر را از بین ببرد» و سپس افزود که «بگذارید لوس‌آنجلس را از بین ببرند!» باید متذکر شد که لوس‌آنجلس یکی از شهرهایی است که بیشترین تظاهرات را برای دعوت از «عمو ترامپ» برای حمله به ایران، و حمایت از تجاوز به وطن ما را داشته. ولی حالا ترامپ از بین بردن لوس‌انجلس را به همراه به قول ترامپ«احمق»هایی که از وی دعوت کردند به مام وطن تجاوز کند را «بهای بسیار کوچکی» برای حفظ امنیت آمریکا توصیف می‌کند!
این است دست‌مزد به قول ترامپ «احمق»هایی که از «عمو ترامپ» تقاضا کردند ایران را بمباران کند! همان‌هایی که در لوس‌آنجلس، با برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل و تصاویر «عمو نتانیاهو» در کنار تصاویر پهلوی و پرچم ساواک، برای ۵-۶سرباز امریکایی که در حمله به ایران کشته شدند، مراسم عزاداری به‌راه انداختند و عکس‌های آن‌ها را گل‌باران کردند. همین افراد که حتی شخصی مثلِ ترامپ هم آن‌ها را صریحا بیشتر از«احمق»(به قول ترامپ) نمی‌خواند، با «بی‌غمی از محنت دیگران» دهها خردسالانی که در دبستان شجره طیبه میناب هدف دو یا سه موشکِ به فاصلهٌ چند دقیقه پشتِ سرِ هم قرار گرفتند را «تلفات جانبی جنگ» خواندند. آنها از به نمایش گذاشتن تصاویر این کودکان خردسال و یا نامبردن از آن‌ها خودداری کردند، و در حالی‌که پرچم رژیم اسرائیل را برافراشته بودند گفتند هر کس عکس و نام آن کودکان را می‌خواهد، برود به جایی که پرچم فلسطین و غزه و لبنان را دارند!
با نگاهی به داده‌های پژوهشی و واکاوی گزارش‌های مستقل، می‌بینیم که چگونه رویکرد مردم به خشونت، و بازتولید آن در زمینه‌های فیزیکی و روانی، نه‌تنها گشایشی در مسیر برپایی عدالت و استقلال و آزادی ایجاد نمی‌کند، بلکه حیات ملی و تمامیت سرزمینی ایران را با مخاطرات فاجعه‌بار و پیش‌بینی نشده و بازگشت‌ناپذیر مواجه می‌سازد. در این راستا در این جلسه، با فرارفتن از دوگانه انفعالی «خشونت‌گریزی» و «خشونت‌پرهیزی»، الگوی «خشونت‌زدایی فعال» به عنوان یک پارادایم راهبردی و کنشگرانه‌ برای خنثی‌سازی جنگ روانی، و پیش‌گیری از جنگ‌های فیزیکی، و حفظ حیات ملی جامعه ایران معرفی می‌گردد…….

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت- ایران کانون موضوعات اجلاس ۸۱ سازمان ملل 

…ساختار سازمان ملل که به دههٌ ۱۹۴۰ باز می‌گردد، و نیازهای ملل دنیا در این عصر را برآورده نمی‌کند… هشتادویکمین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان انجام شد.
جنگ و خشونت و تجاوزها به حقوق در حال افزایش است و «سازمان ملل متحد»، که در عمل به «بی‌سازمانیِ دوَلِ متخاصم» مبدل شده است، از انجام وظایف خود عاجز است. ریشهٌ اصلی این تخاصم‌ها، تبعیض و ضوابط دوگانه به نفع قدرت‌ها و سلطه‌گران است. رژیم اسرائیل و امریکا نقش مهمی در این خشونت‌گستری‌ها دارند. از این منظر، سخنرانی‌های ترامپ و نتانیاهو قابل توجه بودند. صهیونیسم، منحصر به یهودیان نمی‌شود. در راس پیشبرد منویات منهیات این پروژهٌ سیاسی، تزامپ مسیحی و نتانیاهو یهودی قرار دارند. علی‌رغم هزینه‌های عظیم اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی و جنگ روانی و پروپاگندا، این پروژه هم به‌طور عملی و هم به‌لحاظ اخلاقی و حقوقی شکست خورده است. انتخابات رژیم اسرائیل در ۵آبان۱۴۰۵(۲۷اکتبر۲۰۲۶) در پیش است. اجلاس سازمان ملل، چندان به افزایش شانس نتانیاهو منجر نشد…
… نشریه هاآرتص اخیرا گزارش داد که چند روزی قبل از ۷اکتبر۲۰۲۶، امارات و مصر، از احتمال عملیات مهمی توسط حماس در روزهای آینده، به نتانیاهو خبر و هشدار داده بودند. وی این اطلاع مهم را در اختیار مقامات امنیتی-نظامی رژیم اسرائیل قرار نداد. حالا افشای این خبر هم، موقعیت نتانیاهو را در انتخابات پیشِ رو متزلزل‌تر کرده است! و بر آن اضافه شده است سفر سریِ چند ساعته دیروز نتانیاهو به امارات و افشای آن توسط شبکهٌ ۱۲ اسرائیل. گفته شد که نتانیاهو از بن زاید خواسته که خبر هاآرتص را تکذیب کند! حال نتانیاهو از شبکه ۱۲ شکایت کرده، تا مورد سانسور شین‌بت قرار بگیرد!
دوستان خارجی رژیم اسرائیل به‌طور کلی، مخصوصا نتانیاهو و شرکا، رو به کاهش است. وی همچنین خود را ملزم دید که در سخنرانی خود در سازمان ملل، علنا به تخریب ترکیه و قطر هم بپردازد. نقش مثبت شبکهٌ خبری الجزیره در افشای جنایت‌های رژیم اسرائیل، بسیار قابل توجه بوده است. از جمله به این دلایل، اضطراب نتایاهو در روانشناسی سخنرانی او در سازمان ملل، مشخص بود…
…ترامپ در رسیدن به اهداف نظامی در تجاوز به ایران ناکام مانده است! گزارش‌های کارشناسی متعددی حاکی از آن است که به علت حملات دفاعی ایران، تقریبا به تمام تاسیسات و پایگاههای امریکا صدمات عظیمی وارد آمده است و گفته شد بعضی نابود شده‌اند. انتقال پایگاه‌ها به اردن هم باعث در امان ماندن آن‌ها نشد! ناوهای امریکا هم مجبورند فاصلهٌ ۴۰۰کیلومتری خود را با تنگه هرمز نگه دارند…
…تنها امیدی که ترامپ و شرکا دارند این است که زیر بار فشارهای تروریسمِ اقتصادیِ امریکا، رژیم ایران فروبپاشد، که احزاب «اتنیکی» «فدرالیست» بتوانند از مرزها وارد شوند و ایران را تجزیه و تکه‌پاره کنند، و جنگهای داخلی بی‌پایان را در کشور ما به‌راه بیاندازند!…

صدارت- ایران کانون موضوعات اجلاس ۸۱ سازمان ملل  بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد

…باید حقایق را آن‌گونه که هست ببینیم، چراکه اگر این انفعال و بی‌توجهی ادامه یابد، روزی خواهد رسید که حسرت همین شرایط امروز را خواهیم خورد، و وقتی دلار به ۴۰۰هزار و ۵۰۰هزار تومان رسید، آرزوی دلار ۲۰۰هزار تومانی امروز را خواهیم داشت! ما امروز در میان یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و پیامدهای ویرانگر آن زندگی می‌کنیم که ریشه اصلی آن را باید در انفعال خودمان به عنوان یک فرد، و به عنوان یک ملت جستجو کنیم.
ایران در مقایسه با سایر کشورها در نوک پیکان حملات و فشارهای همه‌جانبه قرار دارد. امروز در رژیم اسرائیل، کاندیداهای انتخابات مجلس مقننه مسابقه گذاشته‌اند که چه کسی بیشتر به ایران ضربه بزند و شعار «زدن سر مار در ایران» را سر می‌دهند تا رژیم را آن‌گونه که خود می‌خواهند تغییر داده و دست‌نشاندگان خویش را بر امور مسلط کنند.  ریشه‌یابی بحران، یک هدف کلی در صهیونیسفر است که سودای «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده» در سر می‌پرورانند! آن‌ها معتقدند که قوانین بین‌المللی در مورد «قوم برگزیده» صدق نمی‌کند! و برای سایرین است! و این سایر ملت‌ها، هر چه بیشتر تلفات بدهند، بهتر! در میان ملت‌ها و کشورهای منطقه، ایران و ایرانیان، مهمترین مزاحم‌ها هستند. کشور ایران باید تکه‌پاره و به «فدرال» تجزیه شود، و بین «اتنیک‌ها» و «قوم‌ها» و «دین‌ها» و مذهب‌ها» و… جنگ و دعواهای بی‌پایان انداخته شود!
در عرصه تبلیغاتی و منطقه‌ای نیز شاهدیم که تمام جنگ‌ها و خشونت‌ها را به دروغ به پای ایران می‌نویسند و واکنش‌ها به متجاوزان را علت اصلی بحران جا می‌زنند. حدود نیم قرن است که هدف نهایی صهیونیسفر، تکه‌پاره کردن (بالکانیزه‌کردن) و تجزیه ایران به چند بخش فدرال و کشاندن خشونت‌ها به داخل مرزها از طریق جنگ‌های داخلی بر سر مسائل قومی، استانی و مذهبی است، که بعد خود به نظاره بنشینند و بر رنج‌های بیشتر برای ما بخندند! ریشه تمام این فجایع را باید در انفعال ما مردم دانست! باید با خود روراست باشیم و به نقش خود در وضعیت موجود بیندیشیم. اگر فعالیت‌هایمان خشونت‌زدا و حقوقی بوده، بر آن‌ها بیافزاییم. ولی اگر کارهای ما، به تجاوز به حقوق تمایل داشته، از آن‌ها درس بگیریم و برای جبران مافات، تلاش کنیم!
امروزه انحصار (مونوپولی) قدرتمندان بر انواع سلاح‌ها شکسته شده است. این خروج از انحصار شامل سلاح‌های نظامی مرگ‌آور، سلاح‌های سایبری، و همچنین سلاح‌های حقوقی و رسانه‌ای می‌شود. ابزارهایی که امروزه برای آگاهی از حقوق و احقاقِ حقوق در دست افراد عادی قرار دارد، امکاناتی بسیار توانا و بی‌سابقه‌ای را در اختیار ما مردم گذاشته است، که قبلا در دسترس ما نبوده است…
…در عرصهٌ نظامی هم دنیا شاهد این خروج از انحصار تسلیحاتی، غافلگیری و تعجب عظیم رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ‌های خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ بود. جایی که دستگاه‌های عریض و طویل اطلاعاتی-امنیتی نظیر «پنج چشم» (آمریکا، انگلیس، استرالیا، نیوزیلند و کانادا) و اروپا نتوانسته بودند توانمندی موشکی و پهپادی و شهپادی ایران را پیش‌بینی کنند…
…سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد. اما سرنوشت این تنگه‌ها فقط در دست فرماندهان نظامی، پرتاب‌کنندگان موشک و پهپاد یا مذاکره‌کنندگان نیست. بلکه بیش از همه، در دست ما مردم است. این ما مردم هستیم که با ابزارهای حقوقی و خشونت‌زدایی که در اختیار داریم، می‌توانیم سمت‌وسو و سیر مذاکرات و دفاع از خود را تعیین کنیم…
…در قرنی که گذشت، حتی در جنگ جهانی، ۹۰٪ کشته‌شدگان را نظامیان تشکیل می‌داند، ولی در این قرن ۹۰٪ کشته‌ها از غیرِنظامیان هستند. کشته شدن کودکان و زنان و غیرنظامیان در میناب، لامرد و غزه و… شهادتی است بر این آمار. تسلیم شدن در برابر این واقعیت، و در صورت انفعال ما، آمار کشته‌شدگان غیرنظامی ممکن است از این هم بیشتر شود و به ۹۵ یا ۹۹ درصد خواهد رساند، چرا که اخیرا فرقه ولایت پهلوی و شرکا، مشغول آماده کردن زمینه ذهنی حمله اتمی به ایران هستند……..

صدارت- سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش رسانه‌های شخصی در کاهش انحصار روایت‌سازی قدرت‌ها و کم‌اثرتر شدن اسلحه در دست «ابرقدرت‌ها!»

… قدرت‌ها برای کنترل توده‌ها، به‌خصوص در جوامع «دموکراتیک»، نیازی به زور نظامی یا سرکوب مستقیم ندارند. بلکه از طریق کنترل رسانه‌های جریان اصلی و وابسته به قدرت، در مردم «رضایت» لازم را برای اِعمال سیاست‌های باب میل قدرت، خلق می‌کنند!
این تولید رضایت در مردم توسط قدرت‌ها، مرز کشورهای »دموکراتیک» را در‌می‌نوردد و در هر جامعه‌ای کاربرد پیدا می‌کند. دیگر اینکه قدرت‌های خارجی، با دست یافتن به افکار عمومی در یک کشور دیگر، می‌توانند مغزشویی و جنگ روانی را علیه مردم کشور خود، و یا مردم کشورهای دیگر اعمال کنند و در آن‌ها باعث «تولید رضایت» بشوند. یک مثال مناسب در این رابطه، دستگاه جنگ روانی رژیم اسرائیل است. این رژیم مردم خود را به گروهی جنگ‌طلب و خشونت‌گستر مبدل کرده است و در آن‌ها، برای نسل‌کشی و جنایت‌های جنگی، و جنایت علیه بشریت، و انواع تجاوزها به حقوق، «تولید رضایت» کرده است، تا جایی‌که اکثر آنها، این همه تجاوزها به حقوق را، امری لازم، و بلکه مقدس، برای رسیدن به هدف آخرالزمانیِ «اسرائیل بزرگ» به عنوان »سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده» می‌دانند! رژیم اسرائیل در عین حال، مغزشویی و جنگ روانی علیه مردم ایران را طوری مدیریت کرد، که برخی خواهان جنگ علیه وطن خود شدند و از اجنبیان برای تجاوز به مام وطن دعوت به‌عمل آوردند.
در این جنگ روانی برای تولید رضایت، رسانه‌ها به عنوان فیلتری عمل می‌کنند که در آن‌ها تنها، روایت‌های مورد تأیید قدرت منتشر می‌گردند تا جنگ‌ها را «ضروری»، «اخلاقی»، «ناگزیر»، و یا «مداخله‌ی بشردوستانه» یا «جراحیِ بدون خونریزی» جلوه دهند. در واقع، مردم در نهاد خود، خواهان جنگ نیستند. اما رسانه‌ها، انسان‌ها را به گونه‌ای متقاعد می‌کنند که گویی این تنها راه نجات است.
تا قبل از انقلاب الکترونیک و در دسترس واقع شدن فضای مجازی، مونوپلی (انحصار) روایت در دست چند سازمان خبری بزرگ و دولت‌ها بود. «حقیقت»، محصولی بود که در اتاق‌های بسته تولید و سپس برای مصرف توده‌ها ارسال و منتشر می‌شد.
اما امروز، با ظهور رسانه‌های شخصی و شبکه‌بندی‌های اجتماعی، این انحصار شکسته شده است. تولید محتوا از حالت انحصاری و متمرکز خارج شده و به دست تک‌تک افرادی که یک تلفن همراه و گوشی هوشمند دارند، افتاده است! اکنون دیگر لزوماً نیازی نیست منتظر بمانیم تا یک شبکه خبری رسمی تصویری از میدان جنگ را به ما نشان دهد، آن‌هم منحصرا فقط همان‌طوری که در جهت تامین منافع قدرت باشد! در این دوران، سربازان، خبرنگاران مستقل و حتی غیرنظامیان در قلب درگیری‌ها، روایت‌های خود را به صورت زنده و بدون واسطه منتشر می‌کنند. اکنون امکان آکاهی از واقعیت، به صورت افقی و مردمی و مردمسالارانه، فراهم شده است.
این خروج از مونوپلی، «خلق رضایت» را برای قدرت‌ها دشوارتر از همیشه کرده است. وقتی روایت‌های متضاد و تصاویر واقعی از ویرانی‌ها در لحظه منتشر می‌شود، دیگر نمی‌توان به راحتی با یک بیانیه رسمی، وجهه‌ی یک جنگ را تغییر داد یا جنایات را را پشت پرده‌های دیپلماتیک پنهان کرد. دسترسی مستقیم مردم به منابع مختلف، حصارهای اطلاعاتی را فرو ریخته و قدرت‌ها را مجبور کرده است که با حقیقتی بی‌سابقه و غیرقابل کنترل دست و پنجه نرم کند…
… احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی به این معناست که ما با استفاده از ابزارهای رسانه‌های شخصی، به جای تغذیه از نفرت آمار ۱۰ و۲۰ و ۳۰ برابر شدهٌ کشته‌ها و بازنشر آن اغراق‌ها و گزاف‌گویی‌ها، و یا با بازنشر تبلیغ دروغِ شکوهِ کاذبِ «دوران زرینپهلوی»، و نبرد «داوود و جالوت»، و ضرورت «تلفات جانبی جنگ»، و فرا رسیدن ادای دِین «سربازان حضرت موسی» برایحمایت «کوروش کبیر از یهودیان» در فتح بابل، و… تلاش کنیم واقعیت‌ها را آن‌طور که هستند، در اختیار افکار عمومی قراردهیم. اگر بتوانیم روایت‌های «انسان بودن» را بر روایت‌های دروغینِ «قدرت داشتن» مقدم کنیم، رسانه‌های اجتماعی را ازابزاری برای ترویج خشونت به ابزاری برای صلح تبدیل خواهیم کرد.
مقدمه شروع تجاوزهای بی‌سابقهُ رژیم اسرائیل و امریکا در سال ۱۴۰۴ به میهن ما، با بازنشر کردن، لایک زدن، کامنت و نظرگذاشتن، و… در مطالبی بود که توسط رسانه‌های وابسته به قدرت‌های متجاوز، در فضای مجازی منتشر می‌شدند. زمینهُذهنی این همکاری‌ها توسط برجی از مردم، در تماشا کردن برنامه‌های تلوزیون اسرائیل-اینترنشنال و من‌وتو و… بوده است. با تحریم این رسانه‌های خائن به ایران و ایرانیان، هرکدام از ما مردم، در مقابل «تولید رضایت» در ما برای مبدل شدن به یک سرباز ارتش رژیم اسرائیل، مقاومت کرده‌ایم! مقدمه شروع تجاوزهای اتمی به میهن ما، با دستِ‌کم گرفتن پیام‌های پهلوی‌ها و طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی، در فضای مجازی، در رابطه با حمله اتمی رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما، چیده می‌شود. خیانتِ آشکار دیگری که به‌تازگی، باز از این ایلِ ایران‌ستیز می‌بینیم! با دنبال کردن، و لایک زدن، و…، و بازنشر کردن مطالبِ فضای مجازی در حمایت از پهلوی و شرکا، در سال‌های اخیر و به‌خصوص از سال ۱۴۰۱ بود که زمینهٌ تجاوزهای نظامی سال ۱۴۰۴ به میهن ما چیده شد. از این فاجعه، درس بکیریم و از تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا با اسلحهُ اتمی، پیش‌گیری کنیم! سلاح متجاوزان را در دست آن‌ها بی‌اثرتر کنیم!…

صدارت- نقش رسانه‌های شخصی در کاهش انحصار روایت‌سازی قدرت‌ها و کم‌اثرتر شدن اسلحه در دست «ابرقدرت‌ها!» بیشتر بخوانید »

صدارت- اگر تعداد بیشتری از ما مردم، در جنبش‌های اخیر، خشونت‌زدایی پیشه می‌کردیم…!؟ درس تجربه!

…اگر در این جنگ روانی و افزایش ان از سال ۲۰۲۱ میلادی و از سال ۱۴۰۱ شمسی، تعداد بیشتری از ما مردم، مقاومت می‌کردیم، و در خیابان‌های مجازی و حقیقی، به قدرت‌های خارجی اجازه نمی‌دادیم که گروههای مسلح تجزیه‌طلب و پهلوی و شرکا را به مبارزات حق‌طلبانهٌ ایرانیان حقنه کنند، افزایش تجاوزها و جنگ‌های نظامی در خرداد۱۴۰۴، اصلا از همان ابتدای شروع و قبل از آن، غیرِممکن می‌شد!

به آن روزهایی بازگردیم که در رسانه‌های وابسته به قدرت‌ها و در فضای مجازی، کم‌کم و اینجا و آنجا، شروع مطرح شدنِ حملهٌ نظامی به ایران را شاهد بودیم! به‌تدریج عده‌ای از هموطنان، در این جنگ روانی شکست خوردند، و خود را تبدیل به پیاده نظامِ بی جیره و مواجبِ موساد و سیا کردند! و خودشان در خیابان‌های حقیقی و مجازی، از بیگانگان برای تجاوز به مام وطنشان دعوت کردند! به‌تدریج مطرح‌شدن حمله نظامی به ایران در گفتگوهای معمولیِ افراد عادی، شایع‌تر شد، و قبح و حرمت دعوت از اجنبی برای تجاوز به مام وطن، از بین رفت! 

آن روزها را در خاطر خود حک کنیم، و از آن روزها به امروز بیاییم که چگونه اکنون عده‌ای که نه تنها دشمن ایران و ایرانیان، بلکه دشمن بشر و بشریت و طبیعت هستند، با لحنی متین و آرام! با ظاهری بسیار «متمدنانه»! ولی در واقع در کمال توحش، از بمب اتمی و سلاح هسته‌ای صحبت به میان می‌اورند! جنایت علیه بشریت، برای «مداخلهُ بشردوستانه»…

صدارت- اگر تعداد بیشتری از ما مردم، در جنبش‌های اخیر، خشونت‌زدایی پیشه می‌کردیم…!؟ درس تجربه! بیشتر بخوانید »

از B۱ و B۲ و B۵۲ نترسید- از Bوطن و Bشرف و Bغیرت بترسیم

صدارت- مردم برای ادامه حیات به صلح نیازمندند، ولی ادامه جنگ‌ها برای قدرت‌ها نیازی وجودی است

یک هفته از اعلام شروع «عملیات طرد اقتصادی» (“Operation Economic Outcast”) توسط اسکات بسنت (Bessent)، وزیر خزانه‌داری امریکا می‌گذرد. «روز ’دی‘ اقتصادی» (Economic D-Day) از جمله عبارات دیگری بودند که به عنوان یک جبهه جدید در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ایران و ایرانیان، مانند گردبادی در یک طوفان، در رسانه‌ها چرخانده شده‌اند! ولی در ایران، آن‌چه ترامپ و شرکا، به عنوان وعده، یا تهدید، و یا هدف اعلام کرده بوده‌اند به‌جایی نرسیده، و در عمل هنوز آسمان به زمین نخورده است! با شکست این شق‌القمر اقتصادی، امریکا خود را مجبور دید که از دیروز(یکشنبه ۸شهریور۱۴۰۵) عملیات نظامی را از سر بگیرد! نقشهٌ گردانندگان در صهیونیسفر این است که خشونت‌های اقتصادی و سیاسی را با چاشنیِ تجاوزات تکرار شوندهٌ نظامی، ادامه دهد و بر شدت آن‌ها بیافزاید. این تجاوزهای اقتصادی و سیاسی و نظامی، بیش از هر چیز برای افزایش شدت و حدت جنگ روانی در جبهه‌های مختلف آن است، تا با افزایش تنش و فشار بر ایرانیان، آن‌ها را وادار به تسلیم کنند. ولی تجربه به مردم ایران ثابت کرده است که سلطه‌گران، هر تسلیمی را به عنوان مقدمه‌ای برای تسلیم‌های بعدی مدیریت کرده‌اند. این واقعیت را نه تنها در ایران، بلکه در رابطه با فلسطین و لبنان و سوریه و… هم شاهد بوده‌ایم…
… خشونت‌گستری‌های امریکا و شرکا، از همان ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، شروع شد، و به‌تدریج ابعاد گسترده‌تری یافته، و از همان زمان‌ها، شامل خشونت‌های اقتصادی هم شده است. ابعاد وسیع تجاوزها و خشونت‌های اقتصادی، کمتر از تروریسم اقتصادی نیست. از سوی دیگر، «تحریم»ها برای عده‌ای، هم در کشورهای تحریم‌کننده، و هم در کشورهای تخریم‌شونده، به یک دکان پر آب و نان مبدل می‌شوند! و قربانی واقعی این تروریسم اقتصادی، مردم معمولی هستند. مثال بارز این مدعی، تحریم‌ها علیه کوبا و عراق و… بوده‌اند. تحریم‌ها علیه عراق، تلفات و زیان‌های جانی و مالی زیادی از مردم عراق گرفت، ولی در عین حال، جیب‌های خانوادهٌ صدام و شرکا، پرپول‌تر شدند. بر اساس گزارشات، تا سال۲۰۰۳ حدود ۱.۷میلیون عراقی در نتیجه پیامدهای تحریم‌ها جان باختند که حدود ۵۰۰هزار نفر از آنان کودک بودند. در سال۲۰۰۰ نیز یک مقام یونیسف گزارش داده بود که حدود یک‌چهارم کودکان عراقی از سوءتغذیه رنج می‌برند.
ایرانیانی که به‌خاطر اِعمال تحریم‌ها علیه ایران، برای قدرت‌ها کف می‌زدند و حتی آن‌ها را توجیه می‌کردند و لازم و موجه می‌دانستند!، آیا هنوز تبعات فاجعه‌بار این تصمیم خود را درنیافته‌اند؟ این رفتارشناسی بود که زمینهٌ دخالت‌های بیشتر قدرت‌های خارجی را در امور داخلی ما فراهم آورد، و با قتل قاسم سلیمانی ادامه یافت، و سپس به تجاوزات ۲۳خراد۱۴۰۴ و ۹اسفند۱۴۰۴ انجامید! تا جایی که امروز وطن‌فروشانِ دشمن ایران و ایرانیان، به ابعاد خیانت‌های خود برای «مداخله بشردوستانه» افزوده‌اند و دهان به توجیه لزوم بمباران اتمی ایران گشوده‌اند! و با مقایسه با ژاپن، آن‌را تنها راه رسیدن به خوشبختی امروز ژاپنی‌ها تجویز کرده‌اند! پشت کردن به مردم، و روی کردن به قدرت‌ها توسط هر کسی از مردم معمولی، از موارد بسیار کوچک شروع می‌شود. ولی وقتی پا در این راه بگذاری، ممکن است در این جنگ روانی آن‌چنان شکست بخوری و به جایی سقوط کنی که با پشتیبانی از تحریم‌ها و تجاوزهای نظامی ۱۴۰۴ و مجلس ختم گرفتن برای سربازان متجاوز امریکایی و توهین به کودکان به‌قتل رسیده در میناب و… تصویر خودت را هم در آینه نشناسی! و کم‌کم از لزوم حمله اتمی به ایران بگویی!
تحریم می‌تواند اقتصاد یک کشور را ویران کند، اما ویرانی اقتصادی الزاماً به فروپاشی سیاسی منجر نمی‌شود، و کوبا باز هم مثال مناسبی است…
…گفتند که فشار اقتصادی می‌تواند رژیم را تضعیف کند، اما آنچه آن را سرنگون می‌کند معمولاً تنها بحران اقتصادی نیست، و شکاف در ساختار قدرت ضروری است. ولی در این ادعا و در این‌گونه تحلیل‌ها و پیش‌گویی‌ها، مردم فراموش شده، و اصلا هیچ نقشی برای مردم در نظر گرفته نشده است! در صورتی‌که هرچه تعداد بیشتری از ما مردم دست از انفعال برداریم و در حقوق‌مداری ایستادگی کنیم، این سرنگونی و گذار، مستقلانه، توسط خود ما مردم، و با خشونت‌زدایی انجام خواهد بود. وگرنه فرد یا افرادی از درون رژیم، با قدرت‌های خارجی تبانی می‌کنند، و کشور را به زیر یوغ سلطه‌سالاری و استعمار می‌برند، یعنی رویدادنما و سناریویی که اکنون در ونزوئلا شاهد آن هستیم…
… ارتش امریکا باز دیروز، تجاوزات نظامی به خاک میهن ما را از سر گرفت. ادعای امریکا این است که مرکز پرتاب پهپادها(پرنده هدایت‌پذیر از دور) و شهپادها(شناور هدایت‌پذیر از دور) را مورد حمله قرار داده.
این بازآغاز تجاوزات نظامی، خود باز اعتراف به شکست تروریسم اقتصادی رژیم اسرائیل و امریکا، و اعتراف به استیصال و در باتلاق گیرکردن این «قدرت»ها است!…
… حدود یک ماه و نیم به انتخابات رژیم اسرائیل، و جدود دو ماه و نیم به انتخابات میان‌دوره‌ای در امریکا مانده. موفقیت جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم اسرائیل و مغزشویی آن‌ها برای افزایش خشونت‌ها و تجاوزها، بسیار موفق‌تر بود تا مردم سایر نقاط دنیا. در حالی‌که اکثریت بلایی از مردم اسرائیل خواهان ادامه و تشدید جنگ‌ها هستند، جنگ ایران در افکار عمومی امریکا، یک اقلیت پایینی داشته است، و روزبه‌روز کمتر هم می‌شود.
عاملی که می‌تواند این بحران را به نفع مردم هدایت کند، خود ما مردم هستیم. هرچه تعداد ما مردمی که پشت به قدرت(قدرت‌های داخلی و خارجی) می‌کنند، و روی به ملت(افکار عمومی داخلی و خارجی) می‌کنیم بیشتر باشد، به همه نسبت اسلحهٌ تجاوز در دست قدرت‌های خارجی، و اسلحهٌ سرکوب در دست قدرت‌های داخلی، بی‌اثرتر می‌شود. افکار عمومی ایرانیان، با فعالیت‌های خشونت‌زدا و حقوقی، به‌خصوص در شبکه‌بندی‌های اجتماعی در فضای مجازی، باز هم به همان نسبت، با افکاز عمومی مردم منطقه و مردم دنیا درمی‌آمیزند و قدرت‌ها را از تجاوزها و خشونت‌گستری‌ها بازمی‌دارند…

صدارت- مردم برای ادامه حیات به صلح نیازمندند، ولی ادامه جنگ‌ها برای قدرت‌ها نیازی وجودی است بیشتر بخوانید »

دلخواسته، کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد

دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد

…هم‌زمان با هر نبرد نظامی، «نبرد روایت‌ها» نیز شکل می‌گیرد. سازمان ناتو با بهره‌گیری از همکاری مؤثر رسانه‌های بزرگ غرب، موفق شد با سرعتی بی‌سابقه روایت خود از این نبرد را به روایت غالب تبدیل کند. در این فرآیند، کارشناسان منتقد برچسب «پوتینیسم» و «مخالفت با دموکراسی» خوردند. روایت رسمی، این نبرد را نه یک جنگ «تحریک‌شده» (provoked)، بلکه جنگی «بدون تحریک» (unprovoked) میان «دموکراسی» و «استبداد» معرفی کرد که هدف پوتین از آن، بازسازی اتحاد جماهیر شوروی بوده است.

در نتیجه این فضای رسانه‌ای، نه تنها بسیاری از تحلیل‌گران ناچار به سکوت شدند و عرصه را به روایت‌سازان ناتو واگذار کردند، بلکه برخی نقدها با برخوردهای شدید مواجه شد. برای نمونه، حساب‌های بانکی ژاک باود (Jacques Baud)، سرهنگ بازنشسته اطلاعاتی سوئیس، مسدود شد؛ تا جایی که همسایگان و دوستانش برای او غذا تهیه می‌کردند.  درسی بود برای سایر منتقدان. به‌این‌ترتیب، هر پژوهش یا نقدی که روایت حاکم را به چالش می‌کشید، به‌سرعت با اتهام وابستگی به پروپاگاندای پوتین و نظام استبدادی او روبه‌رو می‌شد.

با این حال، گروهی از کارشناسان آمریکایی، اروپایی و اوکراینی — برخی به سبب شهرت جهانی‌شان نظیر پروفسور جان میرشایمر، پروفسور جفری ساکس، پروفسور یانیس واروفاکیس و هنری کیسینجر، و برخی دیگر با پذیرش ریسکِ برچسب خوردن — به وظیفه آکادمیک و ژورنالیستی خود عمل کردند. آنان با اتکا به اسناد و داده‌ها، ریشه‌ها و چرایی جنگی را آشکار ساختند که اگر نخبگان سیاسی اوکراین اصل بی‌طرفی در قانون اساسی خود را رعایت کرده بودند، هرگز رخ نمی‌داد.

میان روایت ناتو و روایت این پژوهشگران، دو تفاوت اصلی وجود دارد:

۱. نقطه آغاز جنگ: برای راویان ناتو، نقطه صفر جنگ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ است؛ یعنی زمان ورود ارتش روسیه به اوکراین و نقض حقوق بین‌الملل. این روایت، تمام زمینه‌های تاریخی جنگ را سانسور می‌کند. در مقابل، پژوهشگران مستقل همانند هر محقق علمی، این حمله را در بستر تاریخی و علل ایجادکننده آن تحلیل می‌کنند. نقطه آغاز در این تحلیل، نه اعتراضات ۲۰۱۴ و سرنگونی رئیس‌جمهور قانونی اوکراین (که از آن به عنوان کودتا یاد می‌شود)، و نه کنفرانس سال ۲۰۰۸ ناتو در بخارست (که با الحاق اوکراین و گرجستان موافقت شد)، بلکه زمان تعهد آمریکا و رهبران ناتو به گورباچف است؛ متعهد شدنی که بر اساس آن قرار بود در صورت خروج ارتش سرخ از آلمان شرقی، ناتو «حتی یک اینچ» به سمت شرق گسترش نیابد.  تعدهدی که نقض شد و ناتو در سه مرحله به طرف مرزهای روسیه گسترش یافت.

۲. روش‌شناسی و مبنای داده‌ها: روایت ناتو به‌دلیل حذف بستر تاریخی و تحریف وقایع کلیدی پس از آغاز جنگ، بنایی ناپایدار دارد و به همین دلیل با شدت با تحلیل‌های منتقد برخورد می‌کند. در مقابل، روایت چالشی بر پایه داده‌ها، اسناد و ارجاعاتِ عمدتاً دستِ‌اول (Primary Sources) شکل گرفته است.

در این تحقیق، به‌طور گسترده از منابع اوکراینی، انگلیسی و آمریکایی استفاده شده و حتی در یک مورد نیز از اسناد رسمی روسیه بهره گرفته نشده است. شایان ذکر است که تا پیش از حمله روسیه به اوکراین، روایت رسمی ناتو هنوز به‌طور کامل بر رسانه‌ها دیکته نشده بود؛ از این‌رو، آن رسانه‌ها اطلاعات ارزشمندی منتشر کرده بودند که بخشی از آن‌ها در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.

دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد بیشتر بخوانید »

صدارت- اعتراف به شکست تجاوزهای نظامی، افزایش تروریسم اقتصادی ۴۷ساله، در روز اجرای آخرالزمان اقتصادی

بعد از شکست عملیات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا علیه ایران، و بعد از اینکه قدرت‌ها بالاخره فهمیدند که تهدیدهایی چون «بمباران بی‌سابقه از جنگ جهانی دوم» برای باز گرداندن ایران به «عصرحجر» کارآیی‌های سابق اِعمال قدرت وو تهدید «تنها ابر قدرت دنیا» و «بزرگترین ارتش دنیا در تاریخ بشریت» را از دست داده است، چند روز پیش ترامپ تهدید افزایش ابعاد کیفی و کمیِ تروریسم اقتصادی را، با عنوان «روز ’دی‘ اقتصادی»(Economic D-Day)، مطرح نمود. در هنگام این تهدیدات، و از مدتی قبل از آن، اصلا از تجاوزهای نظامی، کلامی هم آورده نشده است. در رابطه با روش‌های تجاوزهای نظامی، ترامپ و شرکا، و حتی وزیر جنگ هگزت که همیشه به تهدیدهای آخرالزمانی معروف است، اخیرا دیگر فقط به توجیه شکست‌ها و کمبودهای نظامی پرداخته‌اند. در کنار صدمات و تخریب پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، ناو جنگی هواپیمابر لینکن، که ترامپ آن را با افاده «بزرگترین ناو دنیا» می‌خواند، به‌طور بی‌سابقه و غیرِقابل انتظار و پیش‌بینی نشده‌ای، در شرایط بسیار بدی قرار دارند. امریکا مجبور شد لینگن را از منطقه خارج، و ناو واشنگتن را به‌جای آن به منطقه بیاورد، که از چند روز پیش، همراه با ناوهای رزمی گروه ضربت خود، وارد حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه شد!
رژیم اسرائیل و امریکا، اهداف خود در تجاوز به وطن ما را، پایان دادن به برنامه‌های هسته‌ای، از بین بردن نفوذ ایران در منطقه، براندازی رژیم حاکم بر ایران، و تکه‌پاره کردن میهن ما اعلام کرده بودند که بنا بر قول مکرر ترامپ قرار بود در یک «سفر تفریحی یکی دو روزه» به نتیجه برسد! این در حالی است که تجاوزهای نظامی علنی به وطن ما در ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شد! یعنی این «سفر تفریحی یکی دو روزه»، اکنون بیش از یک سال به‌طول انجامیده، و ادامهٌ آن، ضعف‌های «ابرقدرت اتمی منطقه» و «ابرقدرت اتمی دنیا» با «عظیم‌ترین ارتش تاریخ بشریت» را به وضوح نمایان کرده، و هرچه می‌گذرد شکست‌های بیشتری را برای آن‌ها به هممراه داشته است!
…حال امروز، روز موعود دونالد ترامپ و اسکات بسنت (وزیر خزانه‌داری آمریکا) برای شروع عملی کردن تهدیدها علیه ایران، با عنوان «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) است. این استعاره، اشاره به D-Day یا «روز ’دی‘» دارد که بزرگ‌ترین عملیات آبی‌ـ‌خاکی تاریخ خوانده می‌شود، که در ژوئن ۱۹۴۴ در جریان جنگ جهانی دوم انجام شد، و قرار است شامل تعدادی عملیات گسترده و شدید برای فشار مالی و اقتصادی بر ایران باشد. جزئیات این تروریسم اقتصادی هنوز اعلام نشده است.
…قبلا تحرکات دیپلوماتیک کشورهای منطقه را به بحث گذاشتیم، و امضای پیمان دفاعی مشترک بین سعودی(بزرگترین قدرت مالی منطقه) ترکیه(بزرگترین ارتش ناتو، بعد از امریکا) و پاکستان(قدرت اتمی منطقه) را بررسی و تحلیل کردیم، و گفتیم که کشورهای منطقه دریافته‌اند که «حمایت» رژیم اسرائیل و امریکا، چیزی به غیر از ناامنی و بی‌ثباتی و خشونت‌گستری نداشته است! و گفتیم که غیرقابل اجتناب بودن حضور جغرافیای ایران در منطقه به کشورهای منطقه تفهیم شده است! و نیز گفتیم که با دیپلوماسی موثر، ایران باید در این‌گونه قراردادهای منطقه‌ای حضور داشته باشد. امروز هاآرتز امکان حضور ایران در این پیمان دفاعی مشترک را مطرح کرد.
…ولی تروریسم اقتصادی-فرهنگی و جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان که به خاطر خنثی‌سازی انقلاب ۱۳۵۷ شروع شد، فعلا ادامه دارد. ولی همانطور که محدودیت‌های قدرت نظامی این «ابرقدرت» در تجاوز به ایران واضح و نمایان شد، محدودیت‌های اقتصادی آن هم، با ظهور ترامپیسم، واضح‌تر و نمایان‌تر شده است! 

صدارت- اعتراف به شکست تجاوزهای نظامی، افزایش تروریسم اقتصادی ۴۷ساله، در روز اجرای آخرالزمان اقتصادی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا

رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊

رسانه‌ای برای هم‌رسانی مستقل و آزادِ اندیشه و خبر و نظر... عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شوری بخوان و کار کن

پرش به محتوا ↓