صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه میکردی؟نیاز به تغییر پارادایم.
…فوقالعاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاهوهفتیها» در سالهای انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باجدهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکرهکنندگان ایرانی سلطهسالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطهگر باشی، و یا باید سلطهپذیر و سلطهبر!)؟…
…مصدق و بنیصدر و پهلوی و خمینی و خامنهای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و… چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسانها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسانها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوشوقتی و خوشبختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاستهای دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه میداریم (احقاقِ حقِ آگاهییابی)، آنها را مورد بررسی و نقد قرار میدهیم، با دیگران به اشتراک میگذاریم (احقاقِ حقِ آگاهیرسانی) و بدون تکیه بر قدرتهای داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روشهای خشونتزدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابانهای مجازی و حقیقی مطرح میکنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور میشوم که قدرتها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوستهای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرتها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آنها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است!
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمیشود! سلطهسالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه میکند؟
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنهای)، بد(پهلوی) را انتخاب میکنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرتها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آنها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکهها و جزئیات پارادایم، و تغییر آنها است که تصمیمهای ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین میکند! جنبشهای مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عدهای دست به دامان قدرتها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانیتر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمیآید و باید همیشه برای کمک از قدرتها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایتکاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالتهای بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….









